گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
59
كورشنامه ( فارسى )
هموار كنند و خود منشأ عمل درخشان و مايهء سرافرازى باشند ، به زودى در تحت استيلاى ديگران در خواهند آمد و خواهىنخواهى بايد طوق بندگى و رقيّت ديگران را گردن نهند . پس هر كس به نوبهء خود برپا بايستد و به اين سؤال پاسخ گويد : آيا بهتر است بگوييم هركس كه داوطلبانه خود را به مخاطره اندازد و تكليف دشوارترى را انجام دهد دليرتر است و استحقاق دريافت پاداش بهترى را دارد يا اينكه بگوييم جملهء افراد سزاوار دريافت پاداش مساوى هستند ؟ » كريزانتاس اولين كسى بود كه برپا خاست . اين شخص يكى از رؤساى قبايل بود . به ظاهر نه جثهء بزرگى داشت و نه زور بازويش بيش از ديگران بود ، بلكه مردى بود محتاط و عاقبتانديش . او گفت : « مىدانم كه فكر تو اين نيست كه مردان كمهمت و ترسو همپايهء دليران رزمجو قرار گيرند . بلكه مقصودت از طرح اين سؤال اين است كه بدانى آيا در جمع ما شخصى يافت مىشود كه تن به كار ندهد و نخواهد كار درخشانى بكند ولى مدعى همان سهمى شود كه مردان دلير در نتيجهء دلآورى استحقاق دريافت آن را دارند . من نه مردى چابكپا هستم و نه در زور بازو قهرمان مردافكن ، بلكه اگر مرا در اين قبيل محسنات با ديگران بسنجند نه تنها رتبهء اول و دوم را حايز نيستم ، حتم دارم در رديف هزارم ، بلكه دههزارم قرار خواهم گرفت . اما اين را يقين دارم كه اگر مردان غيور و مبارز به كار افتند ، من هم مىتوانم ، تا جايى كه عقل حكم كند ، مزايايى تحصيل كنم . درصورتىكه چنانچه مردان ترسو و كمهمت مهمل بمانند و مردان لايق و دلير مأيوس و نااميد شوند ، مىترسم كه سهم بسيار ناچيزى در تحصيل نيكى و پاداش عمل مستحسن دارا شوم . » اين بود سخنان كريزانتاس . پس از او فرولاس از جا برخاست . اين شخص پارسى بود از طبقهء پايين . سابقهء ديرين و مطبوعى در خدمت و صحبت كورش داشت . جثهاى توانا و دلى قوى داشت . او گفت : « به عقيدهء من ، كورش ، و شما اى پارسىها كه به سخنان من گوش مىدهيد ، ما قادريم كه جملگى از يك مبدأ خود را در طلب كار بزرگى به جلو بيفكنيم ؛ ما همه بدنهاى خود را با يك نوع غذا تقويت كردهايم ، ما همه در يك سپاه بار آمدهايم ، به همهء ما در كسب نيكى و طلب خير و انجام كار درخشان تعليم دادهاند ، ما در تحت امر رؤساى واحدى تربيت يافتهايم ؛ همه مىدانيم اگر تكاليف خود را بدون چونوچرا انجام دهيم در نزد كورش معزز و محترم هستيم ، شهامت و پاىدارى در برابر دشمن ، فضيلتى خاص طبقات مخصوص نيست ، بلكه هر كس مىتواند با ابراز لياقت در اين صحنه كه بزرگترين نشانهء تقوا و فضيلت مردان است ، گوى سبقت بربايد و مورد تحسين خاص و عام قرار گيرد . و اما در تهيهء وسايل مبارزه ، طبيعت به ما درس اوليه را داده است ، حتى حيوانات نيز از اين وسيله عارى نيستند . گاو با شاخ خود ، اسب با